سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین نعمتی معاون محترم دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری پیرامون زیارت سیدالشهدا
حجت الاسلام و المسلمین نعمتی معاون محترم دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه خواجه نصیر پیرامون دوران جاهلیت بعد از رحلت پیامبر و زیارت سیدالشهدا نکاتی را اشاره فرمودند.

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه‌ی برگواران فرارسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) عرض تسلیت دارم. انشاالله از یاران و شیعیان واقعی ایشان باشیم و این مسیر نورانی را با افکار اعمال و رفتارمان تقویت کنیم.

یک روایت بسیار زیبا با سند صحیح که مرتبط با این ایام است، روایتی که از وجود مبارک امام رضا (ع) نقل شده است.

این روایت توسط راوی حدیث به نام ریان ابن الشبیب که از یاران امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده نقل شده است.

این روایت متناسب با این روزهاست که ابتدای روایت به این صورت آغاز می‌شود که جناب ابن الشبیب میفرماید: اول محرم بود و بنده خدمت امام رضا(ع) شرفیاب شدم و امام رضا(ع) اولین سوال را از من پرسیدند که ابن الشبیب روزه‌ای یا نه؟

و صحبت و گفتگو بین امام و ابن الشبیب هست...ادامه مباحث که تقریبا روایت یک صفحه‌ای و مطلب بسیار زیبایی است، از نظر محتوایی، نکات اخلاقی و نکات متناسب عزاداری را دارد و اینکه سوال‌هایی که میشود در واقعیت بین نسل جوان و در آینده پرسیده خواهد شد که ما چه کاری انجام دهیم تا حسینی بودن را در خودمان پایدارتر کنیم؟... ما در  این ایام در سوگواری‌ها شرکت می‌کنیم، خداوند متعال به ما توفیق عنایت میکند، در برنامه ها و مراسمات حضور داریم تا یاد بگیریم که عمل کنیم.

سوالی که بیشتر می پرسند این است که چه کاری انجام دهیم تا این مسائل معرفتی پایداری داشته باشد و در ایام دیگر هم مارا حمایت کنند. با این یاد گرفتن ها،حسینی بودن ها و حال خوبی که در مجالس سیدالشهدا داریم تداوم داشته باشد و در همه ی مراحل زندگی برایمان اتفاق بیفتد

در کلاس ،دانشگاه ،مراسم و جامعه این روحیه را حفظ کنیم که روایات ابن الشبیب نکات خوبی دارد که درباره سند آن هم بررسی شده و سند صحیح و مضمون خوبی دارد که انشاالله در این جلسه و در جلسات بعدی خدمتتون تقدیم خواهیم کرد.

در این روایات اولا امام رضا(ع) راجب ایام محرم نکاتی را فرمودند و نکات این است که" یُحَرِّمُونَ فِیهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ" حضرت می فرماید که در دوران جاهلیت قبل از بعثت پیامبر و قبل از اینکه اسلام علنی شود مردم جاهل آن دوران که هنوز انواع هدایت به آنها نرسیده بود درسال های بسیار قبل در ماه محرم جنگ و ظلم را حرام میدانستند. یک باور و عقیده ای هم در بین مردم بوده است که  به دلیل حرمت هایی که برای این ماه قائل بودند از ظلم و جنگ و این چنین امور خودداری می کردند. بین خودشان قراردادی این چنینی داشتند.

حضرت امام رضا(ع) می فرماید که متاسفانه بعد از رحلت رسول اکرم(ص) انحراف در اسلام چنان اوج پیدا کرد که "فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَ" که این امت متاسفانه به انحرافی دچارشد که حرمت این ماه را هم نگه نداشتند

در دوران جاهلیت این ایام حرمتی برای خود داشت و چندسال بعد از رحلت پیامبر این حرمت ها شکسته شد... نه تنها حرمت این ماه راشکستند بلکه اتفاقات عجیب غریبی افتاد، زریه پیامبر را به شهادت رساندند، اهل بیتشان را به اسارت بردند و‌ ‌‌حتی اموالشان را مصادره کردند 

خب خیلی انحراف بزرگی بود و یک نکته ای اینجا بسیار مهم است و آن هم این است که انحراف عقیدتی و انحراف در باورها واقعا مسئله بسیار خطرناکی است که همیشه جوامع را دنبال و تعقیب می کند و همه در این خطر هستند لذا  این مسئله هست که اهمیت معرفت و اینکه همیشه باید مسلمان ها و و انسان ها داده های دینی شان را زیاد کنند و حواسشان به انحراف ها و خطاها باشد چون واقعا انحراف های عقیدتی یک مسئله بسیار مهم و خطرناکی است.

امام رضا(ع) می فرمایند که در یک مدت زمان حتی عادات خوب جاهلیت تبدیل و برعکس شد و حتی ارزش های آن زمان هم از بین رفت و متاسفانه مردم دچار خطاهای بزرگی شدند و حرمت اهل بیت را شکستند و می فرماید که قطعا این خطاهای بزرگ قابل بخشش نیست و خداوند بزرگ نخواهد بخشید و این انحرافی که در این داستان ایجاد کردند و واقعیت این است که همه ی جوامع بشری را سوگوار و محروم کردند از وجود امام حسین(ع) و اهل بیت....

مسئله بعدی این است که این مصیبت در جهان اسلام چنان با عظمت و بزرگ بود که امام رضا اشاره می فرماید اگر قرار باشد محزون باشیم ، فقط امام حسین است که صلاحیت گریه و حزن را دارد. خودت را با گریه و محزون شدن این داستان منتسب به امام حسین کن تا در این مسیر قرار بگیری و بعد میفرمایند که در این اتفاق هولناک عاشورا 18 نفر از فرزندان و اهل و عیال سیدالشهدا را به شهادت رساندند که این آدم های معمولی نبودند، حضرت ابوالفضل(ع)،حضرت علی اکبر(ع)، حضرت علی اصغر(ع)...

امام رضا(ع) با قلبی حزنبار می فرماید که روی زمین شبیه این افراد نبود. واقعا به حدی رسید که روایت است زمین و آسمان برای این داستان گریه کردند و امام رضا(ع) از پدرشان نقل میکنند که پدرم از امام صادق (ع) نقل کرد در روز عاشورا مصیبت به قدری زیاد شد که آسمان خون گریه کرد.

بعد روایت ادامه دارد تا اینجا که ابن شبیب می‌گوید این یک بشارتی است برای ما و تشویقی است که بالاخره در این مسیر قرار گرفتند. خیلی"أسرع" و "اوسع" است و روایت است این دو کلمه که فرمود امام حسین (ع)سفینه نجات امت است ولی سفینه نجاتی است که خیلی از افراد می توانند داخلش شوند و نجات پیدا کنند و راه میانبری است برای بندگی.

لذا در اینجا امام رضا(ع) می فرماید که ای ابن الشبیب اگر گریه کنی برحسین(ع) تا حدی که اشک برگونه هایت جاری شود خداوند متعال همه ی گناهانت را خواهد بخشید. خب طبیعی است که این حدیث دارای تفسیر و بیان است و قطعا کسی که مسیر حسین (ع) را طی کند و حسینی شود توفیق به حسین را دارد.

این صرفا کار تشریفاتی نیست که انسان حسینی نباشد،اعمال و رفتارش هم حسینی نباشد، بصرف گریه موجب بخشش همه ی گناهانش شود.

بخشش گناهان قطعا مشروط به این است که ما در عزاداری ها شرکت کنیم،گریه کنیم و سوگوار باشیم و این سوگوار شدن و صالح شدن را در بقیه مراحل زندگی  نیز داشته باشیم.

عبارت و فراز بعدی این است که حضرت امام رضا(ع)  خطاب به ابن الشبیب میفرماید که اگر دوست داری خداوند را در روز قیامت زیارت کنی شرطش این است که حسین (ع) را زیارت کنی..

یک معنای ظاهری دارد به معنای مشرف شدن و رفتن به مکان دفن ایشان و یک معنای باطنی به معنای عدول و غفلت ازچیزهای دیگر و متمرکز شدن در سیدالشهدا از نظر فکری،عملی و اعتقادی... پس این است بیان امام رضا بر ابن الشبیب که اگر میخواهی خداوند را به گونه ای زیارت کنی که گناهی برگردنت نباشد پس امام حسین (ع) را زیارت کن.

حضرت می فرماید اگر دوست داری در قیامت اهل بهشت شوی و همراه با اولیا محشور شوی دشمنان امام حسین (ع) را لعن کن. لعن گاهی به معنای لعن ظاهری است. ما در زیارت عاشورا داریم که اگر بخواهیم با امام حسین (ع) در صلح باشیم و با دشمنان او در جنگ باشیم به این معنی است که حسینی زندگی کنیم، با یزیدیان زمان دوری کنیم.

از خداوند متعال خواهشمندیم با آبروی امام حسین(ع) و شهدای کربلا ما را از رهروان واقعی سیدالشهدا قرار دهد و از فضیلت های این روزها و شب های عزیز جوامع مسلمین را بهره مند بفرماید.

امیدوارم ان شاالله با از بین رفتن این ویروس منحوس بازهم آرامش به جوامع بشرییت برگردد و همه ی مسلمانان را از فتن و شرور آخر الزمان محفوظ بدارد.

ان شاالله

 


   نام

   ایمیل


* نظر شما

* کد امنیتی

نمایش در سایت

نمايش ایمیل شما در سایت


ما آسمان و زمین و هر چیزی که بین آنهاست را از روی بازی نیافریدیم!
(به فرض محال) اگر می‌خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی متناسب خود انتخاب می‌کردیم ...


16/17 سوره انبیاء
توصیه های پزشکی پروفسور سمیعی یکی از مطرح ترین دانشمندان ایرانی در دنیا را به صورت جمله هایی که چه بخوریم تا سالم بمانیم و چه نخوریم برای جلوگیری از ابتلا به بیماری ها را در ادامه میخوانید.

پروفسور سمیعی به طور کلی در مورد سلامت بدن می گوید:

اگر حسابی اعصاب تان به هم ریخته، موز بخورید.

اگر می خواهید کلیه تان سنگ نسازد، زردآلو بخورید.

اگر فشارخون تان بالاست، کشمش بخورید.

اگر از سرو صدای معده رنج می برید، ماست بخورید.

اگر بیش از حد سرفه می کنید، عسل بخورید.

اگر همیشه احساس خستگی می کنید، فلفل دلمه ای قرمز بخورید.

اگر می ترسید سرطان معده بگیرید، کلم بخورید.

اگر مشکل یبوست دارید، انجیر بخورید.

اگر دارای مشکلات گوارشی هستند، ریحان بخورید.

اگر دچار سوزش معده هستید، چای بابونه بخورید.

اگر دارای مشکلات گوارشی هستند، ریحان بخورید.

پروفسور سمیعی
انتظار
چندي به انتظار تو حسرت كشيده ايم
دور از نگار حوصله اي سر رسيده ايم

هفته به هفته مي گذرد بي حضور تو
از جمعه هاي بي تو كه خيري نديده ايم


پيدا نمي كني ز دل ما فقير تر
از ما عيادتي كه دل از كف رهيده ايم

صدشكر در طلاتم اماج معصيت
در ساحل قنوت تو سكني گزيده ايم

قسمت نشد كه حاجي بيت خدا شويم
شكر خدا به مجلس آقا رسيده ايم

بسيار روضه از غم ارباب خوانده اند
اما هنوز كرببلا را نديده ايم
خاطره ی شهید علی اصغر ارسنجانی

خاطره ی شهید علی اصغر ارسنجانی

برف شدیدی باریده بود . وقتی قطار دو کوهه وارد ایستگاه تهران شد ساعت دو نیمه شب بود .

با چند نفر از رفقا حرکت کردیم . علی اصغر را جلوی خانه شان در خیابان طیب پیاده کردیم .

پای او هنوز مجروح بود .

فردا رفتیم به علی اصغر سر بزنیم . وقتی وارد خانه شدیم مادر اصغر جلو آمد . بی مقدمه گفت :

آقا سید شما یه چیزی بگو !؟

بعد ادامه داد : دیشب دو ساعت با پای مجروح پشت در خانه تو برف نشسته اما راضی نشده در

بزنه و ما رو صدا کنه .صبح که پدرش می خواسته بره مسجد اصغر رو دیده!

از علی اصغر این کارها بعید نبود . احترام عجیبی به پدر و مادرش می گذاشت .

ادب بالاترین شاخصه او بود .

راوی : سید ابوالفضل کاظمی