جهاد دانشگاهی خواجه نصیر طوسی سیاهپوش شد...
امام حسین (ع) : «خداوند تبارک و تعالی کارهای مهم و بزرگ را دوست دارد و کارهای پست و حقیر را نمی‏ پسندد»

در دومین روز از ماه محرم، ماه سرور و سالار شهدا، جهاد دانشگاهی خواجه نصیر با ادای احترام به آن مقام والا به استقبال ماه محرم رفت.

 صبح امروز در مراسمی که در سازمان جهاد دانشگاهی برگزار شد، جهادگران باری دیگر با سید الشهدا تجدید عهد کردند و به سوگواری برای آن حضرت پرداختند.

در این مراسم که دکتر اصغری ریاست جهاد دانشگاهی خواجه نصیر و جمعی از مسئولین و بزرگان جهادگر در آن حضور داشتند، در ابتدا با قرائت زیارت عاشورا توسط جهادگر کربلایی گرمرودی آغاز و در ادامه دکتر پایداری ضمن اشاره به واقعه عاشورا و اینکه لشکریان آن حضرت برای دادن خون خود همراه وی بودند نه برای منصب در مورد جایگاه سیدالشهدا سخن گفت.

همچنین در این مراسم دکتر سید محمدتقی بطحائی از اساتید پیشکسوت دانشگاه خواجه نصیر طوسی که به دعوت جهاد دانشگاهی در این مراسم حضور داشت ضمن ابراز خرسندی و اشاره به دستاوردهای جهاد دانشگاهی، به تجاری‌سازی دستاوردهای جهاد و ارتباط هر چه بیشتر با صنعت تأکید کرد.


   نام

   ایمیل


* نظر شما

* کد امنیتی

نمایش در سایت

نمايش ایمیل شما در سایت


ما آسمان و زمین و هر چیزی که بین آنهاست را از روی بازی نیافریدیم!
(به فرض محال) اگر می‌خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی متناسب خود انتخاب می‌کردیم ...


16/17 سوره انبیاء
توصیه های پزشکی پروفسور سمیعی یکی از مطرح ترین دانشمندان ایرانی در دنیا را به صورت جمله هایی که چه بخوریم تا سالم بمانیم و چه نخوریم برای جلوگیری از ابتلا به بیماری ها را در ادامه میخوانید.

پروفسور سمیعی به طور کلی در مورد سلامت بدن می گوید:

اگر حسابی اعصاب تان به هم ریخته، موز بخورید.

اگر می خواهید کلیه تان سنگ نسازد، زردآلو بخورید.

اگر فشارخون تان بالاست، کشمش بخورید.

اگر از سرو صدای معده رنج می برید، ماست بخورید.

اگر بیش از حد سرفه می کنید، عسل بخورید.

اگر همیشه احساس خستگی می کنید، فلفل دلمه ای قرمز بخورید.

اگر می ترسید سرطان معده بگیرید، کلم بخورید.

اگر مشکل یبوست دارید، انجیر بخورید.

اگر دارای مشکلات گوارشی هستند، ریحان بخورید.

اگر دچار سوزش معده هستید، چای بابونه بخورید.

اگر دارای مشکلات گوارشی هستند، ریحان بخورید.

پروفسور سمیعی
انتظار
چندي به انتظار تو حسرت كشيده ايم
دور از نگار حوصله اي سر رسيده ايم

هفته به هفته مي گذرد بي حضور تو
از جمعه هاي بي تو كه خيري نديده ايم


پيدا نمي كني ز دل ما فقير تر
از ما عيادتي كه دل از كف رهيده ايم

صدشكر در طلاتم اماج معصيت
در ساحل قنوت تو سكني گزيده ايم

قسمت نشد كه حاجي بيت خدا شويم
شكر خدا به مجلس آقا رسيده ايم

بسيار روضه از غم ارباب خوانده اند
اما هنوز كرببلا را نديده ايم
خاطره ی شهید علی اصغر ارسنجانی

خاطره ی شهید علی اصغر ارسنجانی

برف شدیدی باریده بود . وقتی قطار دو کوهه وارد ایستگاه تهران شد ساعت دو نیمه شب بود .

با چند نفر از رفقا حرکت کردیم . علی اصغر را جلوی خانه شان در خیابان طیب پیاده کردیم .

پای او هنوز مجروح بود .

فردا رفتیم به علی اصغر سر بزنیم . وقتی وارد خانه شدیم مادر اصغر جلو آمد . بی مقدمه گفت :

آقا سید شما یه چیزی بگو !؟

بعد ادامه داد : دیشب دو ساعت با پای مجروح پشت در خانه تو برف نشسته اما راضی نشده در

بزنه و ما رو صدا کنه .صبح که پدرش می خواسته بره مسجد اصغر رو دیده!

از علی اصغر این کارها بعید نبود . احترام عجیبی به پدر و مادرش می گذاشت .

ادب بالاترین شاخصه او بود .

راوی : سید ابوالفضل کاظمی