همکاری سازمان جهاد دانشگاهی خواجه نصیر و موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه؛
مستند نگاری پروژه‌ی فرستنده‌های رادیویی سازمان جهاد دانشگاهی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

همکاری سازمان جهاد دانشگاهی خواجه نصیر و موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه؛

مستند نگاری پروژه‌ی فرستنده‌های رادیویی سازمان جهاد دانشگاهی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

در پی درخواست مدیر موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مهندس محمد مهدی همتی از ریاست محترم جهاد دانشگاهی جناب اقای دکتر طیبی برای مستند نگاری دستاوردهای علمی و فناورانه‌ی کل سازمان جهاد دانشگاهی، و با پیشنهاد دکتر طیبی برای موضوع فرستنده‌های رادیویی  و مصاحبه با جناب  آقای مهندس رضی، جلسه‌ای در دفتر سازمان جهاد دانشگاهی خواجه نصیر به منظور مستند نگاری پروژه‌ی فرستنده‌های رادیویی تولیدی این سازمان برگزار شد.

در این جلسه جناب آقای مهندس همتی مدیر موسسه فرهنگی، جناب آقای مهندس رضی بنیان‌گذار و نخستین رئیس جهاد دانشگاهی خواجه نصیر، جناب آقای دکتر محمدی میخوش معاون فرهنگی و سرپرست معاون آموزشی جهاد دانشگاهی خواجه نصیر، مهندس وکیلی مدیر پروژه‌ها و دکتر پایداری مدیر سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خواجه نصیر و دیگر همراهان حضور داشتند.

این پروژه، دومین پروژه مستندنگاری دستاوردهای علمی می‌باشد که توسط این موسسه فرهنگی انجام می‌شود. نخستین پروژه، 40 ساعت مصاحبه پژوهشگران این موسسه با دکتر حسین بهاروند موسس و رئیس پژوهشکده زیست شناسی و فناوری سلول های بنیادی پژوهشگاه رویان درباره‌ی فعالیت‌های پژوهشگاه رویان می‌باشد که در قالب کتابی منتشر خواهد شد.

این مستند نگاری حاصل چندین جلسه مصاحبه دقیق کیفی پژوهشگران موسسه فرهنگی با مدیران پروژه‌ی مربوطه می‌باشد و برای هر پروژه‌ی شاخص سازمان جهاد دانشگاهی کتابی 30 تا 200 هزار کلمه‌ای چاپ و منتشر خواهد شد.

مؤسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه از اوایل سال ۱۳۸۶ و با مشارکت چند تن از فارغ‌التحصیلان بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران با هدف تولید محصولات فرهنگی و ارائه خدمات از طرح‌های مختلف فعالیت خود را آغاز نمود. تمامی فعالیت‌های این موسسه در قالب طرح‌های مختلف برنامه‌ریزی و اجرا می‌شوند.

از برخی از محصولات ارائه شده‌ی این موسسه می‌توان به کتب "تاریخ مستطاب آمریکا"، "اقتصاد مقاومتی، سکوی پیشرفت و عدالت" و "غدیر در مدائن" اشاره کرد.


   نام

   ایمیل


* نظر شما

* کد امنیتی

نمایش در سایت

نمايش ایمیل شما در سایت


ما آسمان و زمین و هر چیزی که بین آنهاست را از روی بازی نیافریدیم!
(به فرض محال) اگر می‌خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی متناسب خود انتخاب می‌کردیم ...


16/17 سوره انبیاء
توصیه های پزشکی پروفسور سمیعی یکی از مطرح ترین دانشمندان ایرانی در دنیا را به صورت جمله هایی که چه بخوریم تا سالم بمانیم و چه نخوریم برای جلوگیری از ابتلا به بیماری ها را در ادامه میخوانید.

پروفسور سمیعی به طور کلی در مورد سلامت بدن می گوید:

اگر حسابی اعصاب تان به هم ریخته، موز بخورید.

اگر می خواهید کلیه تان سنگ نسازد، زردآلو بخورید.

اگر فشارخون تان بالاست، کشمش بخورید.

اگر از سرو صدای معده رنج می برید، ماست بخورید.

اگر بیش از حد سرفه می کنید، عسل بخورید.

اگر همیشه احساس خستگی می کنید، فلفل دلمه ای قرمز بخورید.

اگر می ترسید سرطان معده بگیرید، کلم بخورید.

اگر مشکل یبوست دارید، انجیر بخورید.

اگر دارای مشکلات گوارشی هستند، ریحان بخورید.

اگر دچار سوزش معده هستید، چای بابونه بخورید.

اگر دارای مشکلات گوارشی هستند، ریحان بخورید.

پروفسور سمیعی
انتظار
چندي به انتظار تو حسرت كشيده ايم
دور از نگار حوصله اي سر رسيده ايم

هفته به هفته مي گذرد بي حضور تو
از جمعه هاي بي تو كه خيري نديده ايم


پيدا نمي كني ز دل ما فقير تر
از ما عيادتي كه دل از كف رهيده ايم

صدشكر در طلاتم اماج معصيت
در ساحل قنوت تو سكني گزيده ايم

قسمت نشد كه حاجي بيت خدا شويم
شكر خدا به مجلس آقا رسيده ايم

بسيار روضه از غم ارباب خوانده اند
اما هنوز كرببلا را نديده ايم
خاطره ی شهید علی اصغر ارسنجانی

خاطره ی شهید علی اصغر ارسنجانی

برف شدیدی باریده بود . وقتی قطار دو کوهه وارد ایستگاه تهران شد ساعت دو نیمه شب بود .

با چند نفر از رفقا حرکت کردیم . علی اصغر را جلوی خانه شان در خیابان طیب پیاده کردیم .

پای او هنوز مجروح بود .

فردا رفتیم به علی اصغر سر بزنیم . وقتی وارد خانه شدیم مادر اصغر جلو آمد . بی مقدمه گفت :

آقا سید شما یه چیزی بگو !؟

بعد ادامه داد : دیشب دو ساعت با پای مجروح پشت در خانه تو برف نشسته اما راضی نشده در

بزنه و ما رو صدا کنه .صبح که پدرش می خواسته بره مسجد اصغر رو دیده!

از علی اصغر این کارها بعید نبود . احترام عجیبی به پدر و مادرش می گذاشت .

ادب بالاترین شاخصه او بود .

راوی : سید ابوالفضل کاظمی